ظریف و خرید بیمه شورای امنیت سازمان ملل برای مذاکرات اتمی
آقای ظریف امروز گفته است که توافق احتمالی بر سر برنامه اتمی این کشور "در یک قطعنامه فصل هفتمی منشور ملل متحد مورد تأیید قرار میگیرد و در نتیجه به یک توافق بینالمللی و الزام آور برای همه دولتها تبدیل میشود".
ارجاع توافق اتمی به شورای امنیت یک راهحل بسیار هوشمندانه است. خارج از نظرات سیاسی متفاوت، از جهت تکنیکهای دیپلماسی انصافا نبوغ آمیز است.
آقای ظریف با ظرافت و بصورت غیرمستقیم اشاره میکند که این راهحل به فکر او رسیده. اگر این طور است، هوش او را تحسین میکنم. امیدوارم به جزییات توافق احتمالی نیز متعهد بماند. رعایت اخلاقی توافق نیز یک هوشمندی فراتر است.
دلایل خوب بودن این راهحل زیاد است. یکی این که طرف دیگر مذاکرات در واقع همان اعضای دائم شورای امنیت بعلاوهی آلمان میباشند. بنابراین چارچوب مذاکرات تغییر زیادی نمیکند، اما نتایج آن برای همهی دولتها الزامآور میشود.
دوم این که کنگرهی آمریکا نیز احتمالا مجبور میشود تا حدود زیادی با برداشتن تحریمها کنار بیاید. حدس میزنم آقای نتانیاهو و بسیاری سیاستمداران از شنیدن این خبر جا خواهند خورد. باید منتظر باشیم واکنشها را ببینیم. هرچند به خاطر تکنیکی بودن موضوع ممکن است توجه رسانهها را چندان جلب نکند.
سوم این که دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی میتواند ادعا کند که ایران را زیر یک چتر امنیتی بینالمللی و معتبر قرار داده. البته، در صورت تخلف در راستیآزماییها، قاعدتا با همان شورای امنیت روبرو خواهد بود.
تصور من این است که آقای ظریف پیش از طرح این موضوع، هماهنگیهای لازم را برای گفتن آن با کشورهای طرف مذاکره انجام داده باشد.
خبر را این جا بخوانید:
http://www.bbc.co.uk/…/…/150308_l10_zarif_nuclear_talks_unsc
http://www.bbc.co.uk/…/…/150308_l10_zarif_nuclear_talks_unsc
مي بينم دوستان روزنامه نگارم از واكنش هاي مردمي به مرگ مرتضي پاشايي اظهار شگفتي مي كنند. روزنامه نگاران معمولا فكر مي كنند بر جريانهاي خبري و خبرساز مسلط اند و وقتي چيزي مي بينند كه از پيش بيني آنها خارج است شگفت زده مي شوند. اين موضوع به نقصي در شيوه اطلاع يابي روزنامه نگاران از مسائل اجتماعي بر مي گردد شايد هم به غرق شدن آنها در موضوعات سياسي و گاه نخبگاني. من شخصا فكر مي كنم عرصه اي را كه مردم در آن بازي مي كنند و نقش آفريني مي كنند دست كم گرفته ايم. بعلاوه روحيات عمومي را هم بنادرست متاثر از رسانه هاي جريان اصلي مي دانيم رسانه هايي كه حرفه اي ها توليد مي كنند. اما واقعيت اين است كه مردم رسانه هاي تازه اي دارند كه خودشان توليد مي كنند و مثل دوبيتي سراينده اش معلوم نيست ولي به دل مي نشيند و تاثير مي گذارد. مرگ اين خواننده جوان درس مهمي براي روزنامه نگاران دارد تا رسانه هاي دوبيتي وار را باور كنند. در محتواي اين سوگواري هم مسائلي ديگر هست كه باشد تا وقتي ديگر.
اوباما و انتخابات کنگره آمریکا
نتیجه انتخابات کنگره در آمریکا که فراتر از نظرسنجی ها به نفع جمهوریخواهان تمام شد بار دیگر نشان داد که در سیاست، از جمله در آمریکا، بیشتر از آن که شاخص ها و موضوعهای اساسی و مواضع و کارنامه احزاب و نامزدها نسبت به آنها تعیینکننده باشند، جو و فضاسازیها موثر اند.
از دید یک ناظر بیرونی در حال حاضر کارنامه اوباما بر اساس نمودار ها و آمار چندان منفی نیست. اقتصاد آمریکا دوباره بر خلاف اکثر کشورهای غربی در حال رشد است، صنایع اتوموبیلسازی از ورشکستگی نجات یافتهاند، بانکها بیش از اروپا (ولو همچنان در حدی نامطلوب) تحت نظارت بیشتر قرار گرفتهاند، بیکاری از ۱۰ درصد در سال ۲۰۱۰ به حدود ۶ درصد رسیده، پروژه بیمه درمانی که دو سه رئیس جمهور مایل به اجرای آن بودند اما توان واراده نداشتند را هم دولت اوباما ولو به رغم نقایص به اجرا درآورد و ... البته هنوز تاثیرات این موفقیتها در زندگی همه آحاد مردم آمریکا محسوس نیست، ولی چشماندازها ناروشن نبودهاند.
این که اوباما و تیم تبلیغاتی او نتوانستند این موفقیتها را خوب بفروشند صرفا یک مولفه در توضیح شکست دموکراتهاست.
این که رایدهندگانی که پایگاه اجتماعی دموکراتها را میسازند از جمله سیاهان و لاتینوها به دلیل سرخوردگی از عدم اجرای قول و قرارهای اوباما کمتر پای صندوقهای رای حاضر شدند و این که اوباما هم اینجا و آنجا در رهبریاش بیشتر از اراداه تردید و تامل نشان داده هم، همه ماجرای شکست را توضیح نمیدهند.
بیش از همه اینها شاید سوداگری جمهوریخواهان با ترس مردم آمریکا و فضاسازی بر روی این مولفه بود بود که این نتیجه را به ضرر دموکراتها رقم زد، آن هم در حالی که خود جمهوریخواهان کمتر ایده ایجابی برای ارائهکردن داشتند.
جمهوریخواهان و بهویژه چهرههایی که حزب تیپارتی را در میان آنها نمایندگی میکنند در هفتهها و ماههای اخیر امکان داشتند که از طریق شبکههای تلویزیونی پرمخاطبی مانند فاکسنیوز و ایستگاههای رادیویی مشابه ترس مردم از داعش و ابولا و اوکراین و ادامهنیافتن احتمالی کاهش بیکاری و مهاجرت لاتینوها و ... را تشدید کنند و دولت اوباما را به عنوان دولتی که عامل این بحرانهاست یا قدرت مقابله با آنها را ندارد معرفی کنند.
به عبارتی میتوان گفت که پیروز انتخابات کنگره هیاهو و جار و جنجالی بود که بر ترس مردم سوار شد، و اوباما و تیم او توان برابری و هماوردی در این عرصه را نداشتند. چنین فضایی به کابوهای تبلیغاتی نیاز دارد که عرض اندام کند و اهل شلوغکاری باشد و بر احساسات غریزی و کمتر تعقلی شهروندان سوار شود.
اگر جمهوریخواهان جمهوریخواهان دهه ۹۰ قرن گذشته بودند، شاید میشد انتظار داشت که گینگریچی دیگر وارد میدان شود و رفتار معطوف به توافق در دو سال آخر زمامداری کلینتون این بار نیز میان کنگره و کاخ سفید تکرار شود. اما قدرت ولو کاهشیافته حزب تی پارتی در میان جمهوریخواهان و ریاست کسی مانند میچ مککانل بر فراکسیون اکثریت سنا که در ۶ سال گذشته از جمله در همدستی با تیپارتی، برای منفیکردن چهره دولت اوباما به بلوکهکردن کارها و تصمیمات در کنگره مشغول بوده کمتر جای امیدی باقی میگذارد، مگر این که نگرانی از تشدید این احساس در میان مردم که جمهوریخواهان مانع اصلی در روال عادی سیاستگذاری و اجرای آن شدهاند و ترس از جریمهشدن از این بابت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۷ فضا و رویکرد دیگری را در جمهوریخواهان دامن بزند و جناح معتدلی که حالا دیگر به ضعف و فترت افتاده کمی میدان پیدا کند.
تنها در چنین صورتی است که شاید پیشرفت احتمالا نسبی در مذاکرات هستهای ایران نیز با نفی کامل کنگره و هواداران اسرائیل در آن روبرو نشود و امیدی به موفقیتش باقی بماند.
ما تنها نیستیم
تسخیر
صفحه لیونل مسی با پیام های شوخی و جدی هموطنان موجی از شماتت و تحلیل های
جامعه شناسانه را به راه انداخت که؛ ای داد و بی داد...فرهنگ ایرانی و
هزاران ساله ما در دنیا سکه یک پول شد و صفحه های مختلف پوزش از مسی و غیره
...به راه افتاد. اما چند نکته در این میان مغفول ماند:
۱- کافی است سری به شبکه های اجتماعی دیگر مثل یوتیوب و توییتر و فورم های سرگرمی و هزار توی و حلزون وار دیگر بزنید تا ببینید آسمان اینترنت و کاربرانش در موارد مشابه همه جا همین رنگ است، اما به دلیل اینکه به زبان انگلیسی و یا مثلا اسپانیایی و غیره است، تفکیک کردن ملیت افراد دشوار است؛ اما زبان فارسی ما را همچون گاو پیشونی سفید همه جا انگُشت نما می کند.
۲- شوخی، سرگرمی، لودگی و حتی هتاکی ابزارهای معاشرت های مجازی در پاتوق های اینترنتی است. مهم نیست که بحث اسراییل و اعراب باشد، مناقشه هسته ای ایران و غرب باشد و یا عکس گرفتن شیطنت آمیز اوباما با نخست وزیر دانمارک و قهر میشل و باراک! که در مورد آخر به تیتر و عکس صفحه اول ۴ روزنامه معتبر انگلیس بدل می گردد و صدها هزار کامنت و شوخی های ریز و درشت توی وب سایت این روزنامه ها، توییتر و جاهای دیگر رد و بدل خواهد گشت. کاربران صرفاً به دنبال سوژه اند که آنرا به سرگرمی تبدیل کنند.
۳- همین الان هش تگ #ObamaSelfie را در توییتر دنبال کنید تا ببینید چه حجمی از شوخی و لودگی به انگلیسی و زبان های بین المللی دیگر حول این قضیه راه افتاده است.
۴- تفاوت کاربران ایرانی اما از آنجاست که متحد تر و مشخص ترند. آنکه فارسی می نویسد حتمن ایرانی است (افغان و تاجیک انگُشت شمارند)، با هم تصمیم می گیرند و با هم حمله می کنند و خودشان را سر زبان ها می اندازند. اینکه بخواهیم رفتار ایرانی ها در فضای وب را جدا از دیگر کاربران و ملیت های دیگر تعریف کنیم و توی سر خودمان بزنیم تقلیل دادن موضوع به موارد خاص و تبعیض آمیز است. قاعده کلی را از یاد نبریم که عده زیادی به دنبال سرگرمی هستند اینجا.
۱- کافی است سری به شبکه های اجتماعی دیگر مثل یوتیوب و توییتر و فورم های سرگرمی و هزار توی و حلزون وار دیگر بزنید تا ببینید آسمان اینترنت و کاربرانش در موارد مشابه همه جا همین رنگ است، اما به دلیل اینکه به زبان انگلیسی و یا مثلا اسپانیایی و غیره است، تفکیک کردن ملیت افراد دشوار است؛ اما زبان فارسی ما را همچون گاو پیشونی سفید همه جا انگُشت نما می کند.
۲- شوخی، سرگرمی، لودگی و حتی هتاکی ابزارهای معاشرت های مجازی در پاتوق های اینترنتی است. مهم نیست که بحث اسراییل و اعراب باشد، مناقشه هسته ای ایران و غرب باشد و یا عکس گرفتن شیطنت آمیز اوباما با نخست وزیر دانمارک و قهر میشل و باراک! که در مورد آخر به تیتر و عکس صفحه اول ۴ روزنامه معتبر انگلیس بدل می گردد و صدها هزار کامنت و شوخی های ریز و درشت توی وب سایت این روزنامه ها، توییتر و جاهای دیگر رد و بدل خواهد گشت. کاربران صرفاً به دنبال سوژه اند که آنرا به سرگرمی تبدیل کنند.
۳- همین الان هش تگ #ObamaSelfie را در توییتر دنبال کنید تا ببینید چه حجمی از شوخی و لودگی به انگلیسی و زبان های بین المللی دیگر حول این قضیه راه افتاده است.
۴- تفاوت کاربران ایرانی اما از آنجاست که متحد تر و مشخص ترند. آنکه فارسی می نویسد حتمن ایرانی است (افغان و تاجیک انگُشت شمارند)، با هم تصمیم می گیرند و با هم حمله می کنند و خودشان را سر زبان ها می اندازند. اینکه بخواهیم رفتار ایرانی ها در فضای وب را جدا از دیگر کاربران و ملیت های دیگر تعریف کنیم و توی سر خودمان بزنیم تقلیل دادن موضوع به موارد خاص و تبعیض آمیز است. قاعده کلی را از یاد نبریم که عده زیادی به دنبال سرگرمی هستند اینجا.
میراث هوگو چاوز
هوگو چاوز برای چهارده سال یکی از جنجالیترین چهرههای بین المللی بود. او با وجود اینکه سالانه میلیاردها دلار نفت به آمریکا می فروخت اما یک منتقد تمام عیار و صریح الهجه نظام سرمایه داری آمریکا بود. رهبری توده گرایانه او همیشه محل مناقشه موافقان و مخالفان او بوده است، اما آنچه که بسیاری بر آن توافق دارند این است که او یک جنگنده بود تا جایی که سال گذشته حتی تصور شد او در جنگ با سرطان پیروز میدان بوده است. اما بازگشت بیماری سرطان حتی به او مجالی برای شرکت در مراسم سوگند دوره جدید زمامداری اش را نیز نداد.
او امروز در حالی برای همیشه صحنه سیاست ونزوئلا را ترک کرد که یک سوال اساسی پیش روی مردم این کشور است. حاکم بعدی این کشور چه کسی است؟ اما در جواب این پرسش می توان گفت این فرد هر کس که باشد او را از سایه سنگین چاوز گُریز و گُزیری نیست. با نگاه اجمالی به کارنامه چاوز می توان گفت تنگ دستان وضعشان در دوره حکومت وی بهتر شده است. بر اساس گزارش مرکز پژوهش ها و مطالعات اقتصادی میزان فقر از سال ۲۰۰۴ به این سو ۵۰ درصد کاهش یافته است. در همین مدت فقر شدید نیز ۷۰ درصد کاهش نشان میدهد. در این مدت جمعت دانشجویان ونزوئلا دو برابر شده و میلیون ها ونزوئلایی از شبکه بهداشت مجانی برخوردار شده اند. چاوز در همین سال پیش بود که از تلویزیون دولتی این کشور اعلام کرد که دو میلیون ونزوئلایی فقیر به زودی صاحب خانه های اهدایی دولتی خواهند شد.

اما با نگاهی دقیق تر و بر اساس آمارهای اقتصادی، دست آوردهایی که هوگو چاوز با تکیه بر دلارهای نفتی سالیان اخیر برای ونزوئلایی ها به ارمغان آورده است در حقیقت مخرب زیربنای اقتصادی کشور بوده است. در یک نگاه کلی وضعیت اقتصادی در ونزوئلا نامطمئن و شکننده است. بنا برگزارش مووسسه تحقیقاتی بارکلی میزان کسری بودجه این کشور ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است، که این نسبت یکی از بالاترین رقم ها در میان کشورهای جهان است. میزان بدهی این کشور از سال ۲۰۰۸ دو برابر شده است. با توجه به این واقعیت که ونزئلا با بیشترین میزان ذخایر نفت اثبات شده رده اول جهانی بالاتر از کشورهای چون عربستان، ایران و کانادا ایستاده است.
در سال ۱۹۹۸ که هوگو چاوز در کاراکاس به قدرت رسید، نفت بشکه ای ۱۱ دلار بود. اما اکنون هر بشکه نفت ۹۰ دلار معامله می شود. بدین ترتیب چاوز در این سال ها کلیدار ثروتمند ترین خزانه تاریخ ونزئلا بوده است. با این وجود ونزوئلا را می توان تنها کشور نفتی دنیا دانست که هنوز برق برای مصارف عمومی جیره بندی می کند. شالوده اقتصادی و صنعتی کشور فرسوده است. تامین امنیت عمومی در وضع مطلوبی نیست به گونه ای که ونزوئلا یکی از بالاترین میزان جرم و جنایت را در دنیا دارد حتی بالاتر از کشورهایی چون کلمبیا و هندوراس و مکزیک.
در یکی از آخرین مقالات مجله فارین پالیسی درباره ونزوئلا آمده است که این کشور صادرات خود را به آمریکا از زمان به قدرت رسیدن چاوز تا سال ۲۰۱۱ به ۳۵۰ میلیارد دلار رسانده است. این واقعیت قضاوت درباره جایگاه هوگو چاوز که دست در دست محمود احمدی نژاد تندترین شعارهای ضد آمریکایی در تمام این سال ها داده است را سخت تر می کند. در حالتی وارونه نیز آمار بهتری وجود ندارد. به گزارش فاینانشال تایمز ریپورت در ازای هر ۱۰ بشکه نفت خام که ونزوئلا به آمریکا صادر می کند، ۲ بشکه مشتقات پالایش شده نفت را از آمریکا وارد می کند و این همان نقیصه کمبود زیرساخت های موثر صنعتی از جمله پالایشگاه های نفتی است. این آمار هم اکنون با توجه به انفجار اخیر در یکی از پالایشگاه های این کشور ممکن است به وضعیت بدتری نیز نزول کرده باشد. با این حال هیچ چیزموجب نشد که هوگو چاوز از فرستادن روزانه ۱۰۰ هزار بشکه نفت سوبسیدی به کوبا چشم پوشی کند.
مردم ونزوئلا با وعده و وعیدهای طولانی مدت و کشدار دولت مردانشان همچون خانه های مجانی و سهمیه بنزین مجانی بیگانه نیستند، اما با یک حساب سرانگشتی به عدم استطاعت دولت ونزوئلا برای تحقق این وعده ها می توان پی برد. اینکه یک چهره جنجالی ضد آمریکایی باشی در ونزئلا طرفدار دارد، اما منتظر ماندن برای دلارهای نفتی از واشنگتن به خزانه ونزوئلا به این چهره ممکن است خدشه وارد کند. از طرف دیگر کوبا همچنان در قامت یک متحد وفادار وهمه جانبه برای ونزئلا در منطقه و جهان ایفای نقش کرده است. حال باید دید اگر ونزوئلا بعد از چاوز، فلکه نفت های سوبسیدی به کوبا را ببندد، آیا کوبا هم در اقدامی متقابل هزاران پزشک کوبایی مشغول به طبابت در ونزوئلا را به کوبا فرا خواهد خواند و شبکه بهداشت ونزوئلا را با بحران مواجه خواهد کرد؟
در تمام این سال ها هوگو چاوز محبوب و توده گرا با دلارهای نفتی در سر پوش گذاشتن بر روی مشکلات اقتصادی این کشور تا اندازه ای موفق بوده است. اما مشکلات همچنان وجود دارند و باید منتظر ماند و دید جانشین هوگو چاوز بدون داشتن کاریزما و هوش چاوز چگونه بر این مشکلات غلبه می کند. اما فارغ از همه این گمانه زنی ها در یک مورد می توان مطمئن بود که در سال های پیش رو آمریکا و ونزوئلا در یک مورد تفاهم داند و آنهم چیزی نیست جز کسری بودجه هنگفت!
روزگار غم انگیز بالاترین

وقتی می خواهی از روزنامه فرهیختگان به بالاترین لینک بدهی و اجازه نمی دهد!، وقتی می خواهی از خبرآنلاین لینک بدهی و بالاترین نمی کذارد، وقتی از بالاترین انتقاد می کنی و می بینی لینکت را بالاترین با خونسردی تمام حذف می کند، وقتی برای بیش از ۲۴ ساعت اجازه نمی دهد هیچ موضوع داغی ایجاد شود، وقتی بالاترین اخمو و بداخلاق می شود، وقتی بهترین لینکهای دو ساعت گذشته زیر ده امتیاز می آورند، وقتی بالاترین دیگر بالاترین نیست، آری! من هم به کوچ اجباری فکر می کنم.
**واکنش سایت بالاترین به این نوشته:
روزنامه فرهیختگان به خاطر ارسال مکرر مطالب کپیبرداری شده بدون اضافه کردن محتوا مسدود شده. این کار برای جلوگیری از ارسال مطالب تکراری است.
سایت خبرآنلاین به خاطر درج این مطلب بنابر گزارش کاربران به علت نشر مطالب غیرعلمی و نادرست مسدود شده بود که پس از ارسال ایمیل از این سایت رفع انسداد شده است.
سایتهایی که نسبت به مسدود شدن در بالاترین اعتراضی داشته باشند میتوانند این موضوع را به بالاترین ایمیل کنند تا در صورت رفع مشکل ارسال لینک از این سایتها آزاد شود.
به زودی گروه «تارنما و کپیرایت» متشکل از تعدادی از کاربران متخصص، مسئول بررسی سایتها و انسداد و رفع انسداد از آنها خواهد شد.
ایران میزبان جام جهانی ۲۰۲۶ می شود
در راستای انتخاب به حق و شایسه کشور عزیز و اسلامی ایران برای برپایی مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۲۶ فدراسیون فوتبال ایران طی نامه ای نکاتی را به فیفا متذکر شد.
در راستای انتخاب به حق و شایسته کشور عزیز و اسلامی ایران برای برپایی مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۲۶ فدراسیون فوتبال ایران طی نامه ای نکات زیر را به فیفا متذکر شد.
- نظر به اینکه رهبر عظیم الشان انقلاب امسال را سال صرفه جویی و مدیریت اسلامی نام نهاده اند تمامی مسابقات در ورزشگاه صدهزار نفری شهید احمدی نژاد (آزادی سابق) برگزار خواهد شد. مراسم افتتاحیه این مراسم با هنرنمایی استاد علیرضا افتخاری آغاز خواهد شد. همچنین در مراسم اففتاحیه از موشک قاره پیمای زلزال ۳۷ و شهاب ۸۲ پرده برداری خواهد شد.
- ملت انقلابی و شهیدپرور ایران اجازه شرکت تیم فوتبال رژیم منحوس صهیونیستی را در صورت راهیابی به گروه تیم های صعود کننده را در خاک ایران نخواهند داد، لذا خواستار مدیریت و مهندسی انتخاب تیم های شرکت کننده هستیم. ( برای اطلاعات بیشتر می توانید با دبیرخانه شورای نگهبان تماس بگیرید).
- تمامی تیم های صعود کننده به محض ورود به ایران برای ادای احترام به آرمان های امام راحل و اهدا تاج گل به حرم مطهر ایشان برده خواند شد .
- طبق قوانین نظام مقدس اسلامی ایران زنان حق شرکت در ورزشگاه ها را را نخواهند داشت بنابراین برای رعایت حال مهمانان زن خارجی تلوزیون های رنگی بزرگی در بوستان های بانوان در نقاط مختلف کشور تعبیه شده است که بانوان می توانند در کمال آرامش و متانت از دیدن این بازی ها لذت ببرند.
- تیم فوتبال ایران به عنوان تیم میزبان حق خود می داند که از شعارهای مذهبی و دینی برای نشر هر چه بیشتر روحیه ولایی و اسلامی همچون (جانم فدای رهبر،...خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است) بر روی پیراهن های بازیکنان تیم ملی فوتبال استفاده کند.
- تیم های راه یافته به دور دوم مسابقات امکان این را خواهند داشت که با شرکت در مراسمی با حضور مقام معظم رهبری مورد تفقد و راهنمایی های راهگشای ایشان قرار گیرند.
- نظر به هم زمانی مسابقات دور دوم با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نشانه و ابراز محبت و ارادت به اهل بیت پیامبر و به جهت رعایت ادب نسبت به آن انوار منیره از برپایی هر گونه مراسم جشن و شادمانی بعد پایان بازی ها اکیدا خودداری شود. بدیهی است مصرف هرگونه مشروبات الکلی در طول برگزاری مسابقات در مکان های عمومی و خصوصی مجاز نمی باشد.
- بنا بر مبانی اسلامی هرگونه شرط بندی در مسابقات فوتبال حرام و باطل میباشد. اما برای رعایت حال مهمانان خارجی شرط بندی در مسابقاتی که موجب آمادگی جنگی است، مانند تیراندازی با اسلحه های امروزی یا پرتاب نارنجک و امثال آن، جایز می باشد.
- فدراسیون فوتبال ایران طبق رسم متداول سالهای اخیر جام های جهانی برای پیش بینی مسابقات این بار از تمساحی استفاده خواهد کرد که در باغ وحشی در شهر یزد نگه داری می شود.
- طبق دستور اداره اماکن نیروی انتظامی تمامی مراکز تفریحی و رستوران ها و اماکن عمومی تا ساعت ۱۲ شب باز هستند لذا از تمامی گردشگران و مهمانان خارجی خواهشمندیم مطابق قانون عمل کنند.
- حق پخش تمامی مسابقات در ایران توسط شرکت رسانه ای دهنمکی از فیفا خریداری شده است. لذا خواستار همکاری هر چه بیشتر نهادهای زیر مجموعه فیفا با این شرکت هستیم.
- مصاحبه بازیکنان و اعضای فنی هر تیم با رسانه های خارجی و داخلی باید با هماهنگی قبلی با وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد اسلامی و همچنین معاونت امنیت نیروی انتظامی صورت گیرد. بدیهی است هرگونه ارتباط بدون هماهنگی با مردم ایران در حکم جاسوسی تلقی شده و مطابق قانون برخورد خواهد شد.
- برای رفاه حال گردشگران خارجی همه روزه سرویس های رایگان با همکاری مراکز بسیج راهیان نور برای انتقال آنها به مراکز سیاحتی و زیارتی ( مسجد جمکران ، حرم مطهر حضرت معصومه ، برج میلاد، موزه لانه جاسوسی ، حسینیه جماران و … )از هتل مربوطه فراهم است.
- طبق منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال ایران بازیکنان شرکت کننده در این مسابقات باید از پوشیدن لباسهای جلف، تنگ، بدن نما و مارک دار با تبلیغات خلاف عرف و اخلاق که در شأن ورزشکار قهرمان و الگوی برتر نیستند جداً خودداری نماید همچنین .همراه داشتن زیورآلات گردنبند، گوشواره، انگشتر، قاب سر (تل و ...) در مسابقات ممنوع میباشد.
- آیت الله جنتی در مراسم پایانی با ذکر خلاصه بهترین خاطرات خود از دوره های مختلف جام های جهانی (۱۹۳۰ تا کنون ) جام جهانی را به تیم قهرمان اهدا خواهد کرد. همچنین تیم برنده جام جهانی می تواند از ساندیس های گازدار (شامپاین اسلامی) جهت شادمانی استفاده نماید.
- لینک مطلب در خودنویس
قیمت نان به نرخ روز در نیویورک چند است؟

این خانم همان فردی است که به مهمانی شام احمدی نژاد در نیویورک دعوت شده بود و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ذوق زده به سراغش رفت و از احساس او درباره احمدی نژاد پرسید و او در جواب گفت :" شما نمی دانید که چی (احمدی نژاد) دارید، وگرنه قدرش را بیشتر می دانستید." اما ماجرا هنگامی جالب می شود که بدانید نام این فرد غزال امید ( شوکت غضنفری) است که تا چندی پیش همیشه سخت ترین مواضع را علیه جمهوری اسلامی داشته است و از جمله مصاحبه های او با شبکه آمریکایی فاکس نیوز هم موجود است ( مصاحبه سال ۲۰۰۶) که در آن تاکید می کند که رژیم ایران در پی ساخت بمب اتمی هسته است و احمدی نژاد را فردی روانی و جنگ طلب می داند که قصد دارد در آینده نزدیک از بمب اتمی استفاده کند. او ده ها مصاحبه با بیل اورایلی مجری تندرو آمریکایی با شبکه فاکس نیوز انجام داده است. موضع گیری های و جریان فکری غزال امید تا بدین جا خود گویای همه چیز است. گفتنی است که وی همچنین کتابی نگاشته است به نام " زندگی در جهنم" که منظور او ایران است.چفیه فلسطینی بر گردن کورش هخامنشی

هزاران شرم بر ما باد که چنین روزهایی را می بینیم و دم فرو بستیم که مردکی بدین فرو مایگی این چنین با تاریخ سرزمین مان بازی کند.
شیوا نظر آهاری آزاد شد.
طبق خبری که از دوستان از ایران به دست من رسید ساعتی پیش شیوا از زندان آزاد شده است.
حسین علیزاده: نود درصد بدنه وزارت خارجه دلبسته جنبش سبز است
حسین علیزاده، رایزن سفارت ایران در فنلاند، روز گذشته اعلام کرد از سمتش در وزارت خارجه استعفا داده است و به جنبش اعتراضی سبز پیوسته است. وی امروز در گفتگو با تلوزیون بی بی سی فارسی گفت بنا بر گفتگوهایی که با همکارانش در وزارت خارجه ایران داشته است و مشاهدات و بررسی هایی که انجام داده است بر این باور است که حدود نود درصد بدنه وزارت خارجه ایران همانند او فکر می کنند و دلبسته به جنبش اعتراضی سبز می باشند. وی هم چنین مدعی شد که در فرصتی مناسب مدارکی را افشا خواهد کرد که تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را تایید می کند ـ
آقای رفسنجانی؛ صبح شما بخیر!
در این نه ماه که از شروع جنبش اعتراضی در ایران می گذرد هاشمی رفسنجانی چه از جانب جنبش اعتراضی چه از طرف مخالفان او و حرکت های مردمی تحت فشار بوده است که کفه ترازو را به نفع جریان مقابل سنگین تر کند. چه امیدها با یک اشاره او در نماز جمعه معروف در دل مردم معترض زنده می شد و چه زود با یک لبخند او به حاکمیت مورد سرزنش و لعن و نفرین جریان معترض قرار می گرفت. اما حکایت او و جنبش سبز همچنان باقی است. طیف میانه رو جنبش به تاثیر او و نیاز جنبش به حضور یک مهره پرقدرتی چون هاشمی در حاکمیت تاکید دارد و تلاش دارد با تمام دلخوری های دوجانبه ای که از دوران اصلاحات به یادگار مانده قبای سبز بر قامتش بیاندازد. از طرفی بخشی دیگر بر طبل عدم صلاحیت او برای رهبری یا حضور در جریان معترض می کوبد چرا که او را یکی کارگردان های اصلی تمام آنچه در این سه دهه گذشته است می دانند و هنوز از درد زخم هایی که بر پیکر آزاده خواهی در دوران او رفته می نالند. جریان سبز منتقد هاشمی گلایه های بسیار دارد و او را غیرقابل اطمینان می داند اما صد توبه با یک کرشمه او می شکند وآخرین آن این که به نقل از که یک منبع آگاه نزدیک به هاشمی رفسنجانی " آقای رفسنجانی برای مراسم روز جمهوری اسلامی نیز خواستار راهپیمائی های مشابه و گستردۀ مردم بودند ولی بدلیل وجود تعطیلات و برخی مسائل آنرا در موقعیت فعلی علنی نکرده اند. " .
آقای رفسنجانی مگر تمام این نه ماه را از شما گرفته بودند که شما در تعطیلات نوروز برای جنبش سبز برنامه ریزی می کنید و دلیل علنی نکردن این خواسته خود را تعطیلات و برخی مسائل عنوان می کنید؟ چرا این برنامه را در پیام نوروزی همین چند روز پیش خود بیان نکردید؟ آقای هاشمی دوران پرده پوشی و پیغام پسغام خیلی وقت است که تمام شده است. جنبش سبز تا حالا حرکت های اعتراضی خود را بارها با شکوه تمام و برنامه ریزی دقیق به رخ حریف کشیده است و در عجبم که چگونه حالا در دل تعطیلات نوروزی از خواب ناز برخاسته اید و با پیغام های غیر مستقیم می خواهید برای جنبش برنامه ریزی کنید؟ آقای رفسنجانی صبح شما بخیر!
آقای رفسنجانی مگر تمام این نه ماه را از شما گرفته بودند که شما در تعطیلات نوروز برای جنبش سبز برنامه ریزی می کنید و دلیل علنی نکردن این خواسته خود را تعطیلات و برخی مسائل عنوان می کنید؟ چرا این برنامه را در پیام نوروزی همین چند روز پیش خود بیان نکردید؟ آقای هاشمی دوران پرده پوشی و پیغام پسغام خیلی وقت است که تمام شده است. جنبش سبز تا حالا حرکت های اعتراضی خود را بارها با شکوه تمام و برنامه ریزی دقیق به رخ حریف کشیده است و در عجبم که چگونه حالا در دل تعطیلات نوروزی از خواب ناز برخاسته اید و با پیغام های غیر مستقیم می خواهید برای جنبش برنامه ریزی کنید؟ آقای رفسنجانی صبح شما بخیر!
اشتراک در:
پستها (Atom)






